تبليغاتX
شراب و سراب

شراب و سراب

LOVE IS PAIN , I LOVE PAIN
bye ta hi

آسمان را مرخص می کنم

شاید اگر زود بجنبد

به قطار بد از ظهر برسد

دیگر به هوا هم نیازی ندارم

تو خودت را

مثل آسمان

مثل هوا

مثل نور

پهن کرده ای روی همه ی لحظه های من

...

پ ن 1: يه مدتي نيستم

پ ن 2: بيش از همه دلتنگ توام. دلتنگ تو و تمامي خاطراتي كه نه بوي هوس مي دهند و نه رنگ گناه دارند. دلتنگ تو و تمام لحظه هاي رسيدن

پ ن3: با شما هم قدم شدم .آسمان را تجربه كردم و پرواز را .جبران اين همه محبت ساده نيست.تنها نامي است و خاطره اي از شما عزيزان

 .باران . طيبه . ندا . صدف . نيلو فر .رضا . پوريا . شهرام .علي .آرش. فر شاد...

bye ta hi

+نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت15:50توسط fofo |
تولد عشق!!!

.وضويم اشك  اشكي كه از هر چه آب پاك تر است

.اشكت چنان مستم مي كند كه تا هميشه گرمم

.به محراب آغوشت مي آيم

!نگاهت لمسم مي كند

!و دستانت تطهيرم مي دهد

و من آنچنان سرمست مي شوم

!!!كه نمي دانم سهم خودم را چگونه ادا كنم

!تمام واژه هايت را از ديروز تا به امروز مي بوسم

!و به زيبايي درونت سجده مي مي زنم

.و... مجنونانه نام تو را زمزمه مي كنم

.طلوع اين عشق مرا به اوج مي برد

!من در آسمان هفتم غرق مي شوم

!!!و اين بار در تو متولد مي شوم

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت21:11توسط fofo |
رقص عشق

 

چشمانت را نبند

وقتي جا خوش مي كني در آغوشم

...

بگذار من هم پر شوم از نگاهت

مرا حبس كن

مرا نازك لمس كن

...

حتي براي لحظه اي

!!!هر چند كوتاه

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت1:42توسط fofo |
شراب و سراب

 

مي آيي

!مي خندي! مي خندم

!جرعه جرعه وجودم را سر مي كشي

.ما از عشق هم لبريز مي شويم

!!!و ديگر ممنوعه اي  نيست

 

***

مي آيي

!مي خندي!  مي خندم!

!جرعه جرعه وجودم را سر مي كشي

!نگاهم مي كني! نگاهت مي كنم

!خيسي چشمم را نمي بيني

من مي خوابم

.و فقط چشم هايم بسته است

رويم را مي كشي

!!!ميروي

 

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت1:35توسط fofo |
و عشق!!!

وقتی اقتدا کردم به عشق

به کعبه ی دلم آمدی

یک رکعت نگاه کافیست


.به سجده بیفتم

 

:ف.ن

!يک شب هوای گريه... يک شب هوای فرياد... امشب دلم هوای تو کرده است

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت23:41توسط fofo |
شراب عشق

...تو عزیزم  جام شرابی

                     ...من ولی

 

شراب تو را نخورده مست شدم

و جام عشق را دادم به دستان زیبایت

 

خواه نوش      خواه بشکن     من مطیع توام

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت16:53توسط fofo |
جریمه!!!

!عشق ممنوع

!دوست داشتن ممنوع

!تو ممنوع

...

من از ممنوعه ها مي گويم

!!!و تو جريمه ام مي كني

ـ حبس در نفسهايت

ـ گم شدن در نگاهت

- سوختن در دستانت

...

و خوابيدن در آغوشت

!هيس ...............خوابم

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت0:53توسط fofo |
ی ک ی ش د ن !

!تقصير من نيست

!تقصير تو هم نيست

!من خيلي كوچكم ! و تو خيلي بزرگ

...

...مرا سر بکش.با طعم شرابی سرخ و بعد

چه ديدنيست وقتي در هم حل مي شويم

وقتي همه ي من مي شوي

!!!در پيچ و تابمان من گم ميشوم

و

جرعه جرعه تمام مي شوم

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت3:53توسط fofo |
می خواهمت!بی هیچ ممنوعه ای!

دلم هم آغوشی می خواهد

هر چند که ممنوع باشد

چشمهايم را نگاه كن

مي خواهم پر شوم از نگاهت

مي خواهم با تو مستي كنم

نترس

!!!ببين این روزها نفس هم کم می آورم

بگذار جريمه مان كنند

خلافی اش پاي من

+نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت3:45توسط fofo |
_2_

من بين زمين و آسمان مشغول پرواز بودم!!!؟؟؟  

.................هيچ نيست در اين لحظه جز تو

...من مست و خراب.معلق در خواب و بيداري.حريص خواستن

چشمانم را لحظه اي مي بندم

...مي توانم ضربان قلبت را بشنوم.مي توانم تو را بنگرم چشم در چشم.مي توانم لمست كنم

احساس مي كنم قلبم ايستاده و الان است كه تمام رگهايم بيرون بزند

چشمانم را باز ميكنم

.زمين زير پايم خالي شده است.نمي خواهم سقوط كنم

دستم را بگير

*****************************

بوسه به گونه هات زدن مثل خود عبادتِ

افتاده از نفس منم آنچه نمانده طاقتِ

+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت23:32توسط fofo |