آسمان را مرخص می کنم
شاید اگر زود بجنبد
به قطار بد از ظهر برسد
دیگر به هوا هم نیازی ندارم
تو خودت را
مثل آسمان
مثل هوا
مثل نور
پهن کرده ای روی همه ی لحظه های من
...
پ ن 1: يه مدتي نيستم
پ ن 2: بيش از همه دلتنگ توام. دلتنگ تو و تمامي خاطراتي كه نه بوي هوس مي دهند و نه رنگ گناه دارند. دلتنگ تو و تمام لحظه هاي رسيدن
پ ن3: با شما هم قدم شدم .آسمان را تجربه كردم و پرواز را .جبران اين همه محبت ساده نيست.تنها نامي است و خاطره اي از شما عزيزان
.باران . طيبه . ندا . صدف . نيلو فر .رضا . پوريا . شهرام .علي .آرش. فر شاد...
bye ta hi

.وضويم اشك اشكي كه از هر چه آب پاك تر است
.اشكت چنان مستم مي كند كه تا هميشه گرمم
.به محراب آغوشت مي آيم
!نگاهت لمسم مي كند
!و دستانت تطهيرم مي دهد
و من آنچنان سرمست مي شوم
!!!كه نمي دانم سهم خودم را چگونه ادا كنم
!تمام واژه هايت را از ديروز تا به امروز مي بوسم
!و به زيبايي درونت سجده مي مي زنم
.و... مجنونانه نام تو را زمزمه مي كنم
.طلوع اين عشق مرا به اوج مي برد
!من در آسمان هفتم غرق مي شوم
!!!و اين بار در تو متولد مي شوم
چشمانت را نبند
وقتي جا خوش مي كني در آغوشم
...
بگذار من هم پر شوم از نگاهت
مرا حبس كن
مرا نازك لمس كن
...
حتي براي لحظه اي
!!!هر چند كوتاه
مي آيي
!مي خندي! مي خندم
!جرعه جرعه وجودم را سر مي كشي
.ما از عشق هم لبريز مي شويم
!!!و ديگر ممنوعه اي نيست
***
مي آيي
!مي خندي! مي خندم!
!جرعه جرعه وجودم را سر مي كشي
!نگاهم مي كني! نگاهت مي كنم
!خيسي چشمم را نمي بيني
من مي خوابم
.و فقط چشم هايم بسته است
رويم را مي كشي
!!!ميروي
وقتی اقتدا کردم به عشق
به کعبه ی دلم آمدی
یک رکعت نگاه کافیست
.به سجده بیفتم
:ف.ن
!يک شب هوای گريه... يک شب هوای فرياد... امشب دلم هوای تو کرده است
...تو عزیزم جام شرابی
...من ولی
شراب تو را نخورده مست شدم
و جام عشق را دادم به دستان زیبایت
خواه نوش خواه بشکن من مطیع توام
!عشق ممنوع
!دوست داشتن ممنوع
!تو ممنوع
...
من از ممنوعه ها مي گويم
!!!و تو جريمه ام مي كني
ـ حبس در نفسهايت
ـ گم شدن در نگاهت
- سوختن در دستانت
...
و خوابيدن در آغوشت
!هيس ...............خوابم
!تقصير من نيست
!تقصير تو هم نيست
!من خيلي كوچكم ! و تو خيلي بزرگ
...
...مرا سر بکش.با طعم شرابی سرخ و بعد
چه ديدنيست وقتي در هم حل مي شويم
وقتي همه ي من مي شوي
!!!در پيچ و تابمان من گم ميشوم
و
جرعه جرعه تمام مي شوم
دلم هم آغوشی می خواهد
هر چند که ممنوع باشد
چشمهايم را نگاه كن
مي خواهم پر شوم از نگاهت
مي خواهم با تو مستي كنم
نترس
!!!ببين این روزها نفس هم کم می آورم
بگذار جريمه مان كنند
خلافی اش پاي من
من بين زمين و آسمان مشغول پرواز بودم!!!؟؟؟
.................هيچ نيست در اين لحظه جز تو
...من مست و خراب.معلق در خواب و بيداري.حريص خواستن
چشمانم را لحظه اي مي بندم
...مي توانم ضربان قلبت را بشنوم.مي توانم تو را بنگرم چشم در چشم.مي توانم لمست كنم
احساس مي كنم قلبم ايستاده و الان است كه تمام رگهايم بيرون بزند
چشمانم را باز ميكنم
.زمين زير پايم خالي شده است.نمي خواهم سقوط كنم
دستم را بگير
*****************************

بوسه به گونه هات زدن مثل خود عبادتِ
افتاده از نفس منم آنچه نمانده طاقتِ


